تبلیغات
پری برای پرواز
امکانات وب

پری برای پرواز
نماز ، شاید پری باشد برای پرواز به سوی رب . . .
نویسندگان

حرارت خورشید همه جا پر کرده ، لهیب سوزانی از زمین کربلا بلند می شود ، دو صف در مقابل یکدیگر صف آرایی کرده اند حق و باطل ، کفر و ایمان ، ظالم و مظلوم .

از یک طرف صدای عربده دیو صفتان گمراه به گوش می رسد که حبّ جاه و مقام و عشق مال و منال چشم و گوش جان آنها را کور و کر نموده و در مقابل امام زمانشان قرار گرفته اند .

از طرف دیگر صدای تکبیر ردانی به گوش می رسد که عشق به شهادت و دوستی خدا و علاقه به مولایشان حسین علیه السلام آنچنان شور و هیجانی در آنها به وجود آورده که حاضرند هزار بار کشته شوند و زنده شوند و به امام زمانشان صدمه ای وارد نشود .

در این گیر و دار . . . 

در این گیر و دار که خاندان نبوت در محاصره هزاران گرگ خونخوار قرار گرفته و صدای العط اطفال معصوم و فرزندان پیامبر بلند است ، و هر لحظه جنازه ی شهیدی را می آوردند در این هنگام ابوثمامه صیداوی که نامش عمروبن عبدلله است چون دید وقت زوال ظهر است بهمولایش حسین علیه السلام عرض کرد :

جانم به قربانت اینها آماده9 جنگ اند و من تا کشته نشوم نمی گذارم شما کشته شوید و دوست دارم که این نماز ظهر را پشت سر شما بخوانم آنگاه خدای خویش را ملاقات کنم !

حضرت رو به آسمان کرده برایش دعا کرد و فرمود :

جَعَلَکَ اللهُ مِنَ المُصّلِین . نَعم هذا اَوّلِ وَقتِها

خداوند تو را از نماز گزاران قرار دهد . آری اکنون اول وقت نماز است سپس فرمود از اینها بخواهید تا دست از جنگ بردارند تا ما نماز بگذاریم .

حصین ابن نمیر فریاد زد که نماز شما مقبول درگاه خدا نیست !!!

حبیب ابن مظاهر فرمود : ای غدّار نماز پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله قبول نمی شود نماز تو قبول می شود ؟!

آنگاه بر او حمله کرد و با ضربتی او را از مرکب به زمین انداخت ولی اطرافیانش به یاریش شتافتند و او را از چنگ حبیب نجاتش دادند . امام حسین علیه السلام با عده ای از اصحاب آماده نماز شدند ، زهیر بن قین و سعید بن عبدلله جلوی امام حسین علیه السلام ایستادند و خود را هدف تیر و نیزه دشمنان قرار دادند .

تا نماز خود به پا دارد امام          پیش مردانش به صف اندر شدند

در مسیر بارش طوفان تیر          پیش پایش لاله گون پرپر شدند

روایت شده که سعید بن عبدلله حنفی در پیش روی آن حضرت ایستاد و خود را هدف تیر نموده بود و هر کجا آن حضرت به راست و چپ حرکت می کرد در پیش روی آن حضرت بود تا روی زمین افتاد و در این حال می گفت :

خدایا لعن کن این جماعت را لعن عاد و ثمود .

ای پروردگار من سلام مرا به پیغمبر خود برسان و ابلاغ کن او را آنچه به من رسید .

از جراحت و زخم زیرا قصد من نصرت و یاری فرزندان پیغمبر توست این گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد .

بحار – جلد 45 – صفحه 21


طبقه بندی: بزرگان و نماز،
[ چهارشنبه 1390/09/23 ] [ 02:48 ] [ راضیه خدایاری ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام .
من این وبلاگو می نویسم تا شاید حداقل رو خودم تاثیر داشته باشه .

گویم ز امام صادق این طرفه حدیث
تا شیعه ی او به لوح دل بنگارد
فرمود که بر شفاعت ما نرسد
هر کس که نماز را سبک بشمارد

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :